|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 14:49 توسط حسام
|
|
||
|
کتبيه خورشيد : يکي از زيبايي هاي دل انگيز و تماشايي حريم ملکوتي حضرت امام علي بن موسي الرضا سلام الله عليه، کتيبه هايي است که باخطوط برجسته و حجاري شده با طرح هاي متنوع و زيبا ، برپيشاني کاشي هاي رنگين ، برسينه شفاف سنگ هاي مرمر و دردل گچ بري ها و ترنج هاي سقف وستون ، رواق و ايوان ودر و ديوارچشم هاي بيننده را مي نوازد و گاه پوشش زرين و سيمين و خطوط نقره اي و طلايي و لاجوردي بردل فريبي و جلوه و جلال ونفاست اين کتيبه ها مي افزايد . متن بسياري از کتيبه ها آيات کريمه قرآن ، احاديث نوراني نبوي و سخنان گهربار ائمه معصومين عليهم السلام ميباشد و متن بسياري ديگر ، اشعاري متين و مستحکم در قالب قصيده، قطعه ، غزل و رباعي است که در بيشتر آن ها بيت پاياني ، ماده تاريخ بناي ساختمان يا تعمير ، مرمت ، کاشي کاري و آينه کاري مي باشد. اين اشعار با هنرمندي خوشنويسان سرآمد هر عصر وباخطوط زيباي نستعليق ، ثلث ، کوفي و ... با زيبايي و ظرافت هر چه بيشتر به رشته تحرير در آمده است و هر صاحب دل وزاير مشتاق ، درهمان حال که محو ومسحور اين همه ذوق و هنرآفريني و اخلاص و ارادت است ، علاقه مند به خواندن متن اين دل نوشته هاي و نگارگري ها ست ، که غالبا هم به لحاظ پيچيدگي و ظرافت هاي ويژه اين خطوط و در هم آميختگي آنهابا گل وبوته وترنج و اسليمي ، موفق به خواندن اين کتيبه ها نمي شود . دراين جا بي مناسبت نيست که مروري هرچند کوتاه داشته باشيم بربعضي از کتيبه هاي موجود در حرم مطهر ، بانقل نمونه هايي از کتاب نفيس بدرفروزان تاليف «علامه نسابه فيض» که درسال 1324 توسط بنگاه چاپ قم انتشار يافت. در اين کتاب متن کامل اکثر قريب به اتفاق کتيبه هايي که تا زمان تاليف کتاب بردر و ديوار حرم شريف و رواق هاي اطراف نقش بسته با توضيح و مقدمه مناسب گردآوري و تدوين شده است . با اين فرض که ممکن است برخي از اين کتيبه ها به خاطر تغيير نقشه و تعمير و توسعه حرم مطهر درجاي اصلي خود موجود نباشد ، نقل به اختصار اين کتيبه ها صرفا به قصد آگاهي از موضوع ومحتواي کتيبه نويسي در اماکن مقدس صورت ميگيرد. علاقه مندان به تحقيق در اين زمينه مي توانند به منظور اطلاع از شرح و تفضيل ، به کتاب ياد شده يا ساير کتب مربوط مراجعه نمايند . اينک برخي از آن کتيبه ها : کتيبه بالاي درپايين پاي مبارک بربالاي درپايين پاي مبارک کتيبه اي است وبرروي آن به خط ثلث نوشته شده است : « قال النبي صلي الله عليه و آله انا مدينه العلم و علي بابها وقال صلوات الله و سلامه عليه من زارولدي بطوس کانما زار بيت الله سبعين مره صدق نبي الله صلي الله عليه و آله». کتيبه ديواربالاي سرمبارک برپيشاني جدار بالاي سرمبارک نيز کتيبه اي است و برروي آن نوشته شده : قال رسول الله صلي الله عليه و آله ضربه علي يوم الخندق افضل من عمل امتي الي يوم القيامه و در يک طرف آن خوانده ميشود : حب علي بن ابي طالب حسنه لايضرمعها سيئه و در سمت ديگرآن خوانده ميشود : الحسن و الحسين سيدا شباب اهل الجنه . کتيبه زيرطاق بند حرم برگرداگرد حرم مطهر درزير آينه کاري ، کتيبه اي است به خط ثلث ازسنگ مرمر که برروي آن قصيده زير از منشات آقاي ميرزا محمد حسين حسيني ملقب به « دبير الملک فراهاي » به خط « ميرزا حسينعلي خوشنويس » نوشته و با کمال مهارت حجاري شده است : تبارک الله ازاين روضه همايون فـــــــر که برتر از دو جهان است نزد اهل نظر مشيد است بنايش به سان شرع نبـــــــي مـوبـد است بـقــايش چــو مــلـت حيـــدر بودبه رتبت،هررکن آن به جاي حطيـــم بود به حرمت،هرسنگ آن به جاي حجر کدام کاخ بهشت است اين خجسته حريـم که هست صد ره از خاک سدره اش بهتر نه نخل طوراست اما همي به گوش رسد ازآن نداي انـــاالـــحق هماره تا محــشر... کمينه خــــادم ايــــن آستان دبير الــملک بنــا نــــهاد زشوق ايــــن کتيبـــــه مرمر نوشت کلک « دبير» از براي تاريخــش « که نصب شد گويي اندرحريم کعبه حجــر» (1278 ه ق ) کتيبه دارالحفاظ مبارک ابياتي از قصيده « قا آني شيرازي » به خط « آقا خوشنويس زنجاني » در اطراف دارالحفاظ : زاده خـــيرالـــبشــر فرمانرواي خير وشـــــر مهبط وحي و کرامت معدن صدق و سداد بضعه موسي بن جعفر بوالحسن کزغير حـق جسته درمقصوره وحدت روانش انفــراد هــيات مخلــــوق دارد وصف خالق لاجـــرم درمديـــحش به که بنمايـــم طريق اقتصاد خلق را زين بقعه کامد رشک فردوس بريـــن نام عقبــي شد زياد و حب دنيا شد زيـــــاد الغرض چون تازه شد اين بقعـه از تعمير وي آن چنان کزعود صحت تازه ميگردد فــواد چون مريدي که مراد خويش را جـويد به جان ازپــــي تـــاريخ ســال آن نمــودم اجتــــهاد پيـــر عـقـــلم گـفــت « قاآني » پي تـاريــخ او مصرعي گــويم که هـم بنـمايـدت راه رشاد گفتمش احسنت آن مصراع دلکش چيست گفت: گرمريدي جوي ازاين درگه وزين سلطان مراد (1296 ه ق) کتيبه مسجد دارالسياده صل يا رب علي شمس الضحي احمـد المخــتار نــور الثـقـليــن وعـلـي نجـم العـلـي بـدرالـدجي من عـليـه الشمـس ردت مرتيـن وبـســـيـفـيـن و رمـحـيـن غـزا ولـه الفـتح بـــبــدر و حــنـيــــن وعلي الـزهراء مشکاه الضيـاء کــوکــب العــصمــه ام الحسين و شـهــيـديـن سـعـيديـن هــــمـا لـلـرسـول الـمـجتبـي قـره عين و علي السـجـاد مصباح الدجي آدم الال عــلي بــن الـــحسيـــن وعلي الــباقــر مقــباس الـدجي وعــلي الصادق حقــا دون مين وابي جعــفـر الثــاني التــقـــي مطلع الــجـود سـراج الحرمين وعـلي الهــادي علي والــزکي وعــلي المهدي ختم المصطفين نـورحـق يــقتــدي عيسي بــــه عجل الله طلــــوع النيــريــــــن .... کتيبه دارالسياده مبارکه قصيده مرحوم « ملک الشعراي صبوري » - مشتمل برهفتاد و چهار بيت – که عين قصيده را در بالاي ازاره کاشي دارالسياده برکتيبه اي از سنگ به خط نستعليق ، خطاط مشهور « ميرزا آقا خوشنويس زنجاني » درکمال امتياز نوشته و آن را حجاري کرده اند: درگهـي کايينــــه اش آيين عرش کبرياست قـــدسيان را بردرش پيوسته روي التجـــاست سقف آن عالم پناه و فرش آن عرض اشتباه خاک آن عنبرسرشت وخشت آن بيضاضياست مهبــط فيــــض الــــه و مرکــز سروجـــود مشــــرق نــور خــــدا ومغــرب نجم هــداست بـرفراز آن چو بـيـني لامکان بالاي ســــر بــرزمين آن چـــو پويي آســـمان درزيـرپاست مستوي باعرش رحمان است کزنورخداي روشن ازآن سرالرحمن علي العرض استوي است... توصيف بناي مجلل دارالسعاده قصيده زير ازمنشات «صبوري» ملک الشعراي آستان قدس ، حاکي ازفوت امين السلطان و دفن او در اين مکان و تزيين دارالسعاده به آيينه و تعمير آن از طرف فرزندش مي باشد که به خط نستعليق « ميرزا آقا خان خوشنويس » به رنگ طلايي نوشته و حجاري شده است و دنباله آن تا گنبد حاتم خاني ادامه دارد : حبـذا دارهمــايون سعــادت دستـــــور مرحبا کاخ فلک منظر و خورشيد ظهور بارک الله حريــمي که بودخاک درش سرمــــه چشــم ملک غـــاليه طـــره حور لوحـــش الله مقامي که درآن ابراهيــم سعــــي ها کرد پي مغــفرت ازرب غفور الغــرض بـــــارگه زاده موسي گرديــد چون زآيينه روشن به مثل غيرت طور زدرقم کلک «صبوري» زپي تاريخش «انــدرآيينـــه اين بقعه ببيــن آيت نور» دنباله قصيده فوق قصيده ديگري است که برکتيبه ازار دارالسعاده و گنبد حاتم خاني با همان خط و برروي همان نوع سنگ نوشته و حجاري شده است : زهي اســـاس همايــون آسمان کـــــردار خهي بنــــاي سعـــــادت فزاي خلــــد آثــار سپهر،کيست که اينجا برد ز رفعت نـــام بهــشت، چيست که اينــــجا زند درازمقـدار نشيب عرصه اش ازبام چرخ دارد ننگ فــراز شمســـه اش ازاوج شمــس دارد عار براي سرمـــه ازيـــن دربرند حورالعين ازآن غـــــبار کـــــه خيـــزد زمقــــدم زوار کتيبه درطلاي ناصري بر دو لنگه اين در، قصيده زير ازمنشات «سروش» درتوصيف آن نوشته شده است : اين درازکعبــــه است يا باشد درخلــد برين آفــــرين بادا براين درگاه واين درآفـــرين بازبــرروي تو خواهـــد شد درهشتم بهشت روي گــرسايي بـــه درگاه امـــام هشتمين زاده موسي بــــن جعفــــر کـارفرماي قــدر بوالحســـن فرخنــــده فـرزند اميرالمومنين يـــا دررحمت بــود برروي گيتي گشتـه باز گرتورا رحمت زگيتي بايـدت اين است اين... کلک مشکين «سروش» ازبهرتاريخش نوشت «بوسه زن براين دروپا نه به فردوس برين» (1272 ه ق) کتيبه در توحيد خانه سومين درازدرهاي توحيد خانه درنقره است که در پشت سرمبارک نصب شده و ازتوحيد خانه با عبوراز اين دربه حرم مطهر وارد ميشوند . اين درداراي دو کتيبه است به خط نستعليق برجسته که يکي ازآنها درشت و آشکار و ديگري که براطراف مشبک آن قرار دارد قدري ريزتراست . کتبيه اولي مشتمل برنوزده بيت ازمنشات «صبوري» مي باشد: اين در ازکيست که از روي نياز عرش دادار ورا برده نماز؟ اين در از کيست که جبريل امين کرده درباني آن ازآغــــاز؟ اين دراز کيست که هر مسمارش برستـاره زشرف دارد ناز؟ ...
کتيبه دردارالسعاده اين درازجنس نقره بسيار زيبايي است که بين مسجد گوهر شاد و دارالسعاده نصب شده ... و برترنج بالاي لنگه در به خط نستعليق برجسته نوشته شده است :« قال الله تبارک و تعالي » و برترنج وسط به خط ثلث « و سيق الذين اتقوا ربهم الي الجنه زمرا حتي اذا جاوها و فتحت ابوابها و قال لهم خزنتها سلام عليکم » و برترنج پايين به خط نستعليق « سلام عليکم طبتم فادخلوها خالدين » و براطراف در مزبور به خط نستعليق بسيار مرغوب اشعار زيرکتيبه شده است : اين مبارک درکـــــه برعرش برين سايد سرا مي توان زد گام برنه چرخ و برهفت اخترا هرشب و هر روز برخاک اندرين دربنده وار چــهر مي سايد به گردون ماه و مهرخـاورا گه درين درگاه روبد خاک زين پاک آستـــان حوربامـــژگـان وجبريل امين با شهــپـــــر! تا نثـــار آرنـد برايـــن درطبـــق ها نور پاک قدسيــــان آينــد پـي درپـي زعــــرش داور! خاک ميبوسد فلک صد جاي تا زين درنـــهد پــــاي درکـــريـــاس کــــاخ زاده پيغمبـــر! نورحق طور تجلي پور موسي شاه طــــوس شبــــل زهرا سبــــط پيــــغمبر سليل حيدر! مظهـــر يـــزدان خداوند قضا فرمـان، رضا کاستــــان عالي اش ازعــــرش اعظم برترا عــلت ايجاد عـــرش و کرسي و لـــوح وقلم باعــث تکويــــن خاک و بـــاد و آب و آذر! چون ميسرگشت هرکس را به کاخش خدمتي نام نيـــکش مانـــد باقي درجهان تا محشـر! خانه زاد بوالحسن«مينا» به تاريخش ســرود (مصــــــــرع تــــاريــــخ محـــو شده است ) کتيبه درتوحيد خانه مبارکه ... دراطراف درکتيبه اي است که قصيده « سرخوش» به خط نستعليق « ميرزا محمد حسين اصفهاني» برروي آن نوشته شده است : درآسـتانـــه اين شــاه کي سپـاه که کوفـت کمــينـه چاکــر او کــوس برسرکــــاووس هماي اوج امامت که رنگ و رونق يافت زفــر مرقــد او تــوس چـــون پر طاووس جهان مجدومهين خواجه اي که خوانندش خديوتـوس و انيس النفوس و شمس شموس نکرده فکربه تاريخ سال« سرخوش » و گفت « به حق حق که درين درکسي نشد مايـوس» (1272 ه ق) کتيبه کفش کن ايوان طلا ... درزيرطاق کفش کن کتيبه است ازکاشي و سنگ که قصيده «اخترطوسي» ، به خط نستعليق « صنيع التوليه و کيميا قلم» برآن نوشته و حجاري شده است : حبذا ازاين همايون کفش کن کزبهر سيرش چشم سوي فرش بيني عرش حي ذوالمنن را گرد کفش پاي زواري که برخاکش نهد سـر سرمه چشم است خورشيد و مه پرتو فکن را « اختر طوسي » بديهه بهر تاريخ بنايــش گفت :« نصرالله آئينه نمود اين کفش کن را » کتيبه مناره هاي مسجد گوهرشاد ... سابقا اشعار رفت که برطرفين ايوان مقصوره مسجد دو مناره با گلدسته و ماذنه زيبا به ارتفاع 43 متر قرار دارد ... برترنج چهارم که مربوط به زمان صفويه است حديث قال النبي عليه السلام : « عجلوا بالصلاه قبل الفوت وعجلو باالتوبه قبل الموت » و درزير ترنج ها به خط بنايي آشکاري کلمه طيبه « لااله الا الله » و « محمدرسول الله » نوشته شده وقصيده زير به خط نستعليق ممتازي برگرد گلدسته ها نيمي در يکي و نيمي در ديگري – برروي کاشي معرق نوشته شده است : درآستـــان ملک پاسبــــان خسرو طــــوس رضا ولـــي خــــدا شاه آسمان خــــرگاه علـــي سلالـــه مــــوسي کـــه کاينات برند بـــرآستــــان جــلالـــش زحــادثات پناه منير مهــر خراسان ابوالـــحسن کــــه بود زبارمــنـت او پـــشت نـه سپـهـر دو تاه بمانـــد زين عملـــش نام نيک جاويــــدان درين چمن که نه گل ماندازخزان نه گياه چو شـــد ز رفعــــت تاريخ سال تعميرش کمنــد فکرت «مينا» ي خرده بين کوتاه سرازدريچـــه موذن برون نمود و سرود «اذان اشهـــــد ان لا الــــــــه الا اللـــــه » (1276 ه ق ) به کوشش محمدجواد غفورزاده(شفق)
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 14:46 توسط حسام
|
|
||
|
عکس فوق برگرفته از مجله خورشيد مکه میباشد
زيارت دوس دارم صدات کنم ، تو هم منو نيگا کني من تو رو نيگات کنم ، تو هم منو صدا کني قربون چشات برم ، از راه دوري اومدم جاي دوري نميره ، اگه به من نگا کني دل من زندونيه ، توئي که تنها مي توني قفسو واکني و ، پـرنـده و رهـا کني مي شه کُنج حرمت ، گوشه قلب من باشه؟ مي شه قلب منو مثل گنبدت طلا کني؟ تو سرت شلوغه ، زير دستات فراوونن از خدا ميخوام کمي ، نيگا به زير پا کني تو غريبي و منم غريبم ، امّا چي مي شه اين دل غربيه رو ، با خودت آشنا کني دوس دارم تو ايوون آيينه ات صب تا غروب من با تــو صفـا کنم ، تـو هـم مـنو دعا کني به وفاي کفتراي حرمت ، منم مي خوام کفتري باشم که تنها تو منو هوا کني دلمو گـره زدم به پنجره ت ، دارم مي رم دوس دارم تا من ميام ، زودگره ها رو ، وا کني صد هزار دفه م شده ، پاي ضريح زار مي زنم تا دلت يه بار بسوزه ، دردامو دو ا کني دوس دارم که از حالا ، تا صبح محشر ، همه شب مـن رضــا رضــا بگم ، تـو هـم منو رضــا کنـي سهيل ثابت محمودي تجلّي در توس حريم کبريا مي بينم بي پرده تجلّي خدا مي بينم در کفش کن حريم پور موسي موساي کليم با عصا مي بينم وادي قدس در حضرت شه چه بايد گقت؟ لبيک اينجا نه سلام رسم باشد نه عليک اين وادي قدس است نگهدار ادب اين عرش مقدس است فَاخلَع نَعلَيک |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 14:41 توسط حسام
|
|
||